شنبه، اردیبهشت ۰۳، ۱۳۸۴

سهراب سپهری

نام شعر : شب تنهايي خوب

گوش كن ، دورترين مرغ جهان مي خواند.

شب سليس است، و يكدست ، و باز.

شمعداني ها

و صدادارترين شاخه فصل ، ماه را مي شنوند.

پلكان جلو ساختمان

،در فانوس به دست

و در اسراف نسيم

،گوش كن ، جاده صدا مي زند از دور قدم هاي ترا.

چشم تو زينت تاريكي نيست.

پلك ها را بتكان ، كفش به پا كن ، و بيا.

و بيا تا جايي ، كه پر ماه به انگشت تو هشدار دهد

و زمان روي كلوخي بنشيند با تو

و مزامير شب اندام ترا، مثل يك قطعه آواز به خود جذب كنند.

پارسايي است در آنجا كه ترا خواهد گفت :

بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه عشق تر است.

ارسال یک نظر