شنبه، شهریور ۰۹، ۱۳۸۷




You know I can't smile without you
I can't smile without you
I can't laugh and I can't sing
I'm finding it hard to do anything
You see I feel sad when you're sad
I feel glad when you're glad
If you only knew what I'm going through
I just can't smile without you

You came along just like a song
And brightened my day
Who would have believed that you were part of a dream
Now it all seems light years away

And now you know I can't smile without you
I can't smile without you
I can't laugh and I can't sing
I'm finding it hard to do anything
You see I feel sad when you're sad
I feel glad when you're glad
If you only knew what I'm going through
I just can't smile

Now some people say happiness takes so very long to find
Well, I'm finding it hard leaving your love behind me

And you see I can't smile without you
I can't smile without you
I can't laugh and I can't sing
I'm finding it hard to do anything
You see I feel glad when you're glad
I feel sad when you're sad
If you only knew what I'm going through
I just can't smile without you

یکشنبه، مرداد ۱۳، ۱۳۸۷

ئي ريپابليك

ئي ريپابليك نام يك بازي آنلاين است كه مدتي است با آن آشنا شده ام. تقريبن در طول روز به هيچ سايت ديگري مراجعه نمي كنم. مي توان آنرا يك بازي استراتژيك دانست. با ورود به دنياي مجازي آن شهروند يكي از كشورهاي آن مي شويد و به دنبال كار مي گرديد تا بتوانيد شكمتان را سير كنيد.
مي توانيد فعاليتهاي سياسي داشته باشيد و به يكي از احزاب موجود در كشورتان بپيونديد و مدارج سياسي را طي كنيد. همچنين مي توانيد با ورود به فعاليتهاي اقتصادي يا نظامي در اين بخشها نيز ترقي كنيد. با دستمزدتان مي توانيد براي خودتان غذا يا اسلحه يا هديه براي دادن به ديگران يا بليط براي سفر در ئي ريپابليك بخريد. يا حتي براي خودتان خانه بخريد. فعاليتهاي سياسي در اينجا خيلي جدي و داغ است. احزاب براي پيروزي در انتخابات به شدت با هم رقابت مي كنند. ابتداي هر ماه ميلادي انتخابات براي رياست جمهوري برگزار مي شود. حدود 1 هفته بعد انتخابات رياست حزبها برگزار مي شود و حدود 2 هفته هم بعد از آن انتخابات شهرداري ها.
فضاي اقتصادي هم بسيار پر رقابت و زنده است. شركتها بايد كارگر استخدام كنند، حقوق بدهند و محصولاتشان را به قيمتهاي رقابتي بفروشند تا بتوانند ادامه حيات دهند و ورشكست نشوند.
يكي از جذابيتهاي بالاي بازي درگيري هاي نظامي بين كشورهاست. به طور مثال ماه گذشته كشور سوئد به كشور آلمان اعلان جنگ كرد. پس از حدود 2 هفته درگيري نظامي كل كشور آلمان توسط سوئد تسخير شد و آلمان از نقشه ئي ريپابليك حذف شد. تركيه هم يونان را تسخير كرد و از يونان جز يك ايالت چيزي باقي نماند. البته يوناني ها هم در انتخابات رياست جمهوري چند روز پيش با ائتلاف با اسرائيلي ها ( اسرائيل چند ماه پيش توسط تركيه تسخير شد) توانستند حكومت در تركيه را به دست بگيرند.

نما هايي از بازي:




نماهايي از نقشه ئي ريپابليك :

براي ورود به بازي بايد از طرف يكي از اعضا دعوت شويد. خوشحال مي شوم دعوتتان كنم. به من ايميل ( sel3ulba@yahoo.com ) بزنيد.

پنجشنبه، خرداد ۰۹، ۱۳۸۷

شات - 2

شماره دوم ماهنامه عكاسي ديجيتال شات منتشر شد. خيلي آموزنده و زيبا. علاقمندان عكاسي اگر نبينند ضرر كرده اند.



چهارشنبه، اردیبهشت ۲۵، ۱۳۸۷

روز جهاني نجوم

جمعه 20 اردي بهشت قرار بود در پارك اللر باغي اروميه مراسمي براي گرامي داشت روز جهاني نجوم و آشنا كردن عموم با نجوم برگزار كنيم. 10 اردي بهشت هادي طباطبايي رفت شهرداري و به آقاي حاجيلو هرست نيازمندي هاي برگزاري مراسم رو داد. متاسانه 17 اردي بهشت هميديم كه چيزي از شهرداري برامون تهيه نشده كه مهمترينش برپايي داربست براي محافظت در برابر باران بود. خلاصه همراه بقيه منجمين جوان اروميه ساعت 5 در پارك جمع شديم تا با داشته هاي خودمون به ميان مردم برويم. باران شروع شد و تمام بساطمان را به هم زد.















همايش سراسري نجوم مراكز سمپاد كشور !

حقش بود كه زودتر از اين برنامه بنويسم ولي مشغله هاي روز نجوم و حواشي و البته كارهاي مغازه نمي گذاشت!









اين بروشور همايش بود(البته به تدريج در طول برنامه غلطهايش مشخص ميشد و تصحيح مي شد مثلن مقاله شماره 1 نام خانوادگي درست كلخوران است و شماره 7 فرزانگان اردبيل صحيح است). متاسفانه برنامه كشوريِ كشوري هم نبود. با هيت اجرايي كه مطرح كردم، گفتند به تمام مراكز دعوتنامه فرستاده شده ولي از مراكز ديگر شركت نكرده اند، به چه دليل، خدا داند. به ذهنم رسيد كه همايش سراسري رصدخانه هاي جهان را برگزار كنيم. مطمئنم توانش را داريم! البته 2 تا مقاله هم از خارج از سمپاد شركت داشت ( دبيرستان انديشه برنا ) كه فكر مي كنم پارتي بازي آقاي طباطبايي براي برادرش بود(پس نوشت: هادي گفت كه اين جريان به اون ربطي نداشته و مبين بهش گفته كه از انديشه برنا مقاله داده اند و در جريان نبوده، حتي از از دبيرستان اسرا هم مقاله داده بودند كه دير رسيده بوده)!



مقالات سطح پاييني داشتند. به غير از اسطرلاب كه تا حدودي قابل توجه بود بقيه اكثرن كپي محض بودند. البته اين نظر شخصي منه كه به هر دليلي به عنوان داور انتخاب شده بودم. اكثر متن ها غلطهاي علمي زيادي داشت. از اشتباه بودن تعريف پارسك تا دلايل باردار بودن لكه هاي خورشيد. لازم بود كه اين موارد به ارائه كنندگان تذكر داده بشه ولي برنامه چنان به سرعت بايد پيش مي رفت كه امكان پذير نشد. در اواخر برنامه هم يكي از مسئولين برگزاري برنامه مطرح كرد كه همه 12 مقاله برگزيده عنوان بشوند و از بينشان 3 برنده ويژه در نظر گرفته بشود! اول اسطرلاب شد، دوم پرتوهاي كيهاني و سوم تعيين جرم مشتري. بقيه را هم در بخشهاي مختلف جا كرديم و به خوشي و ميمنت برنامه به پايان رسيد. چند تايي عكس گرفتم كه به دليل كم بودن نور سالن و ضعيف بودن فلاش دوربي من خيلي خوب نشده اد. محض خالي نبودن عرضه اينجا مي گذارم.

هيئت داوران!



هادي طباطبايي درحال لابي كردن با بندگان خدا(پس نوشت: منظور لابي بد نيست، منظور متوجه كردن مسئولين و مجري برنامه به ترتيب و گروه بندي برگزيدگان است كه در آخربازهم اسم يكي از منتخبها اعلام نشد و مادرشون كم مونده بود كه ...):

كنسرت سمپادي:

برگزيدگان:

اين هم پتويي كه بنده به خاطر داوري، به همراه تنديسي (!) به عنوان تشكر، از نمايندگي سمپاد آذربايجان غربي هديه گرفتم !

Mystic River

فيلم توپي بود. حالي بردم. اصلن كارهاي كلينت ايستوود حال ميده كلن! مخصوصن كه شان پن هم بازي كرده باشه كه ديگه ...!

The Black Dahlia


يلم خوبي به نظر مي رسه! من با زير نويس بدي ديدمش! بايد چند بار مرور كنم تا بفهمم چه خبر بود. فيلم جنايي پليس كه در حال و هواي اواخر دهه 40 ميلادي در لوش آنجلس ميگذره. كار جالب توجهي از برايان دي پالما.