یکشنبه، دی ۲۲، ۱۳۸۱

نوشته های شروین واسم خیلی جالبه.
همیشه موقع حرف زدن جسور و بی باکه. اگه بخواد بنویسه اونم تو یه وبلاگ ببین دیگه چی میشه.

شنبه، دی ۲۱، ۱۳۸۱

یکی دو شب دیگه تو تهرانم.
برگشتنم دیگه با خداس.
واااااااااااااااااای بد بخت شدم رفت.
هر چند تو این 10 روز مرخصی فقط وقت تلف کردم

یکشنبه، دی ۱۵، ۱۳۸۱