سه‌شنبه، اسفند ۰۴، ۱۳۸۸

آسمان شب ارومیه

روی دومینی که داشتم سایتی راه اندازی کردم برای منجمان آماتور ارومیه ( که شامل خودم هم میشه), به نام آسمان شب ارومیه. ابتدا باید به دوست عزیزم مرتضی حمزه زاده ابراز ارادت کنم و نیزعذر خواهی کنم که عنوان وبلاگش را برای این کار سرقت کردم. از روز شنبه علاقمندان ارسال مطلب ثبت نام کردند و قرار بر ارسال هفته ای یک ترجمه خبر یا مقاله بنا به وقت آزاد دوستان شد. گزارش اولین هفته را شنبه آینده همین جا می نویسم.

پنجشنبه، بهمن ۱۵، ۱۳۸۸

مجله آسمان شب

حضور مجله جدید نجومی آسمان شب رو به همه منجمهای ایرانی تبریک می گم. امیدوارم با حضور فعال این نشریه که از اصفهان منتشر میشه و فعالتر شدن هرچه بیشتر منجمان اصفهانی, کیفیت کل جامعه نجوم آماتوری ایران افزایش پیدا کنه و رقابت سالم بین این مجله و مجله نجوم هم باعث افزایش کیفیت هر دو بشه. همچنین امیدوارم مسئولان مجله نشانی سایت مجله رو با پسوند ws. عوض کنن. چون دامنه مربوطه متعلق به کشور ساموا بوده و کمی از نظر پرستیژ حرفه ای برای مجله ای ایرانی, مناسب نیست. هرچند موضوع خیلی هم جدی نیست.

چهارشنبه، دی ۰۹، ۱۳۸۸

سومین المپیاد بین المللی نجوم و اخترفیزیک

سومین المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک هم به پایان رسید و گزارش ی از آن هم در شماره ی پیش نجوم چاپ شد. چهار نفر از ایران در این المپیاد مدال طلا گرفتند که با انها مصاحبه کردیم و می توانید ان را در صفحه 55 بخوانید.مصاحبه بسیار مفصل انجام شده است وان چه به چاپ رسیده است,بخشی است از همه ی حرفهایی که با آنها زده ایم. در میان گفته های این دانش آموزان, نکته هایی بود که دل من را به در آورد. اغلب انها پیش از المپیاد با نجوم بیگانه بودند و درطول المپیاد با ان اشنا شدند. همه آنها در دانشگاه به سراغ رشته های فنی (سه نفر برق و یک نفر مکانیک) رفته اند و گفته اند که در آینده اگر فرصت داشته باشند, دوست دارند که نجوم آماتوری را دنیال کنند, اما بعید می دانند که چنین فرصتی پیدا کنند. آن چه اموزش دیده اند, فقط برای برگزاری المپیاد و گذراندن امتحانهای ان بوده است ( تا شاید راحت تر به دانشگاه راه یابند), نه بیشتر. شاید شما هم تعجب کنید اگر بشنوید که انها فقط اسمان پاییز را خوب می شناختند, چون آزمون در پاییز برگزار می شد و نیازی به دانستن باقی آسمان نبود(چگونه می توان باور کرد که برنده مدال طلای المپیاد نجوم, تا به حال سحابی جبار یا حتی شباهنگ را ندیده باشد؟). آن طور که از زبان این دانش آموزان شنیدیم,شرکت کننده هایی که از کشورهای دیگر آمده بودند هم, چنین وضعی داشتند و بسیاری از آنها می خواستند دکتر یا مهندس بشوند و علاقه چندانی به ادامه  دادن نجوم (حتی به صورت  آماتوری) نداشتند. آیا برنامه ریزان کشور بی تفاوت ازاین پدیده ی مهم اجتماعی می گذرند؟ آیا منافع سیاسی زودگذر, منافع درازمدت توسعه علمی کشور را نقض نمی کنند؟
متن بالا بخشی از یادداشت شماره 191 مجله نجوم نوشته شهاب صقری ست.
المیادها را شاید بتوان از دو منظر بررسی کرد. یکی تاثیری که بر تربیت نخبگان علمی می توانند داشته باشند. دیگری تاثیری که بر عموم جامعه می توانند بگذارند. نمی دانم در بخش اول چقدر کشور موفق بوده. با تاسیس دستگاه باشگاه دانش پژوهان و برگزاری انواع آزمونها و دوره, به نظر عطش دانش آموزن فقط برای یافتن راهی آسانتر برای غلبه بر غول کنکورست. و در این میان هم کدام المپیاد راحتتر از نجوم.
این که المپیادی ها از سالها پیش تاکنون, الان کجا هستند و چرخ علمی کدام کشور را می گردانند مورد بحث من نیست. حتی بعضی جوابهای عجیب غریب این چهار طلایی المپیاد نجوم و اخترفیزیک هم مورد بحثم نیست (که شاید مضحکترینشان عدم تسلط به زبان انگلیسی باشد). شهاب صقری در نهایت ظرافت در موردش نوشته.
بخش دوم کاربری المپیادهای علمی (نمی دانم در دیگر کشورها هم این کاربری وجود دارد یا نه) ایجاد شور و امیدواری علمی در عوام جامعه است. با بزرگنمایی هایی که برخلاف روح این المپیادها در خبرگزاری ها و صدا و سیما انجام می شود, مردم در هر گوشه ای پز المیادی هایشان را می دهند و بادی به غبغب می اندازند. مسئولین و مقامات دولتی که دیگر هیچ. همین دو هفته پیش در ارومیه نمایشگاه پژوهش به مناسبت هفته پژوهش برگزار شد. غرفه ها افتضاح, پژوهش صفر, شامورتی بازی فراوان.جالب این که دوغرفه نجومی هم آن میان از دانشگاه ارومیه و دانشگاه صنعتی ارومیه بود. و چقدر هم پژوهش گر بودند. برای کسانی که برگزار کننده نمایشگاه بودند و اصولن باید به نوعی هم مسئول پژوهش استان باشند,هیچ اهمیتی نداشت که موضوع مربوطه چقدر پژوهش خرجش شده. اصلن آیا پژوهش شده یا کپی شده یا سرهم بندی شده! مهم این بود که به هر نحوی بتوانند بودجه دستگاه مورد نظرشان را برای سال آینده افرایش دهند و این که چقدر در این میان برای تولید علم تلاش شده اهمیتی نداشت.
به خاکی افتادم حسابی. بحث المپیاد نجوم و اخترفیزیک بود.
المپیاد جهانی نجوم که از سال 1996 (ویکی پدیا) برگزار می شود با المپیاد اخیرمتفاوت است. این المپیاد اخیر (ویکی پدیا) با عنوان سومین دوره المپیاد بین المللی نجوم و اخترفیزیک برگزار شد. برخلاف گفته آقای میرترابی (در ویژه نامه شماره 82 سیب جام جم) به نظر می رسد, اساسنامه المپیادی که از 1996 برگزار می شده تغییر نکرده. به دلایل عدم توافق بین بعضی اعضای المپیاد جهانی نجوم, این المپیاد جدید از سال 2007 اعلام وجود کرد. در سال 2007 به میمنت هشتدمین سالگرد تولد پادشاه تایلند در آنجا برگزار شد. خودشان هم بیشترین مدال را کسب کردند. دوره دوم هم در اندونزی برگزار شد و خودشان هم بیشترین مدال را گرفتند. دوره سوم هم در ایران و بیشترین مدال هم توسط ایران. به نظر می شود حدس زد که دوره بعد هم چین بیشترین مدال را کسب کند.
چهاردهمین دوره المپیاد جهانی نجوم از 17 تا 25 آبان در چین بدون حضور تیمی از ایران برگزار شد.

یکشنبه، آذر ۲۹، ۱۳۸۸

ایران به شما نیاز دارد




وضعیت بسیار بحرانی شده. با حمله آمریکا به ایران جنگ جهانی آغاز شده. آمریکا قوی ترین کشور دنیا همراه با دیگر متحدانش
رویاروی ایران و دیگر کشورهای اتحاد فونیکس قرار گرفته. آمریکا با شعار آزاد سازی کشورهای آسیا به ایران حمله کرد. راه ورود آنها به آسیا استان کیوشو ژاپن بود که رویس جمهور ژاپن به سرعت از آنجا عقب نشینی کرد و آمریکا راه به سرحدات شرقی ایران یافت. استان لیاونینگ که سرشار از معادن اهن بوده و نبض بازار اسلحه ایران در آنجا می تپد.
ایران با جمعیت یک چهارم آمریکا و با اتکا به متحدانش از شش صبح روز یکشنبه رویاروی آمریکا شده.
موج اول حمله را سد خواهیم کرد ولی فقط شما هستید که با پیوستنتان به ایریپابلیک می توانید به ایران در آینده کمک کنید.
شک نکنید. این فقط یک بازی نیست. دنیای آینده و استراتژی جهان بر اساس این بازی ها سنجیده می شود. روانشناسی و جامعه شناسی مردمان دنیا , آموزش جوانان برای رویارویی های نظامی و سیاسی تنها گوشه ای از دستاوردهای حضور در این بازی است.
اگر سیاستمدار قابلی هستید به یاری کشورتان بیایید. اگر در علم دستی داری, اگر در مدیریت خبره اید, اگر اهل استراتژی های نظامی هستید, به جمع ما بپیوندید.
از طریق این لینک عضو شوید.
قبل و بعد از عضو شدن (از طریق لینک بالا) هر مشکلی یا سوالی که دارید با ایمیل من در میان بگذارید. با تمام توانم کمکتان خواهم کرد.



چهارشنبه، آذر ۰۴، ۱۳۸۸

گافهای کانتکت

به عنوان یکی از فیلمهایی که خیلی دوستش دارم, مدتها بود می خواستم گافهای این فیلم را از صفحه imdb آن ترجمه کنم. نه برای زیر سوال بردن فیلم بلکه برای جلب توجه بیشتر بینندگان جدی فیلم, که اکثرن منجم هستند, به تیز بینی منتقدان علمی فیلم. با وجود تمام اینها ذره ای از علاقه من به فیلم کم نخواهد شد و سالی 4-3 بار باید فیلم را هنوزهم ببینم.

خطای واقعی : در آرسیبو ئلی فرکانس 1221.5 مگاهرتز را جستجو می کند که متعلق به باند فرکانسی GPS L2 بوده و به دلیل تداخل امکان حضور در آن فرکانس و جستجوی آسمان در آن محدوده وجود ندارد.

پیوستگی : در اتاق کنترل VLA, زمانی که برای بار اول پیغام دریافت می شود, اسیلوسکوپ Tektronix 420 در حالت Trigger - Edge Source قرار دارد اما زمانی که دریافت پیغام برای لحظه ای متوقف می شود, ئلی به طرف همان اسیلسکوپ بر می گردد و اسیلسکوپ روی حالت Display - Style قرار دارد.

خطای واقعی : دکتر ارووی نمی تواند از MIT مدرک Magna Cum Laude گرفته باشد چون در آنجا چنین امتیازی وجود ندارد.

پیوستگی : موقعیت میکروفن هدست ئلی زمانی که برای بار اول وارد کره می شود.

گافی که گاف نیست : جاش به ئلی اشاره می کند که چیزی درباره تیغ اوکام نمی داند (در صورتی که به عنوان دانشجوی الهیات باید بداند), اما این مساله را برای خوشمزگی می گوید و هرگز به صراحت نمی گوید که با این اصل آشنا نیست.

پیوستگی : ئلی بعد از س ک س از تخت بیرون می آید و لباسش را می پوشد و به سمت انتهای تخت می رود, به وضوح در زیر لباس س و ت ی ن نبسته. لحظاتی بعد هنگام بیرون آمد به شکل معجزه آسایی س و ت ی ن بسته!

خطای جغرافیایی : وقتی ئلی بعد از شهادت دادن از پله های ساختمان کپیتول (کنگره) پایین می آید, لیموزینی در خیابان منتظر اوست که این خیابان در ضلع غربی کنگره قرار دارد و بوسیله جلوه های ویژه در آنجا قرار داده شده و آنجا در واقع جز حوض کوچکی چیز دیگری وجود ندارد.

خطای جغرافیایی : در صحنه حرکت به عقب دوربین در آغاز فیلم, منظومه شمسی بیشتر از حد واقعی نزدیک به منظومه شمسی نشان داده شده. همچنین دوربین هنگام عبور از صحابی m16 (سه ستون گازی) آنرا از دید ناظر زمینی نشان می دهد که در اصل باید برعکس باشد.

اشتباه آشکار سازی (!) : در جریان مصاحبه مطبوعاتی, حرکت موهای بیل کلینتون به دلیل نسیم در صحنه اصلی در فضای باز دیده می شود. حتی می توان تابش آفتاب را نیز بر روی او دید.

خطای جغرافیایی : کنیونی (Canyon) که در کنار VLA نشان داده می شود, در واقعیت وجود ندارد. VLA در دشتهای سن آگوستین است. دشتی وسیع محصور میان کوهها.

دیده شدن افراد و وسایل پشت صحنه : زمانی که ئلی برای بار اول سیگنال را می شنود, زمان بالا رفتن از پله ها انعکاس افراد پشت صحنه در در شیشه ای دیده می شود.

اشتباه در ترتیب وقایع : در فلش بکی که به دهه هفتاد و کودکی ئلی زده می شود, بر روی میز کنار تخت ئلی اسب اسباب بازی قرار دارد که توسط شرکت Breyer Animal Creations در اواخر دهه هشتاد تولید می شده.

عدم انطباق صدا و تصویر : زمانی که برای اولین بار سیگنال فضایی را گوش می کنند, گروه ستی کشف می کنند که تپشها مجموعه اعداد اول هستند. وقتی سیگنال هفت بار می تپد, کامپیوتر عدد هفت و همچنین سری تپشهای بعدی که یازده تا هستند را نشان می دهد.

پیوستگی : وقتی دانشمندان VLA, پیغام تصویری را دریافت می کنند, مقدار زوم تصویر روی صفر است. دقایقی بعد زمانی که از انها خواسته می شو که روی تصویر زوم آوت کنند, عدد روی چهار است و آنرا روی صفر می آورند.

خطای وافعی : در Socorro نیو مکزیکو, جایی که VLA قرار دارد, حوالی هالووین, ستاره نسر واقع (وگا) که سیگنال از آن دریافت می شود, بعد از ساعت هفت و نیم صبع طلوع می کند. در حالی که در فیلم در همان ساعتها در حال غروب بود ( در کنفرانس مطبوعاتی ریاست جمهوری ساعت دریافت سیگنال شش و سی و یک دقیقه صبح بیان می شود).


این پست به تدریج کامل می شود ...

شنبه، آبان ۳۰، ۱۳۸۸

پنجشنبه، آبان ۲۸، ۱۳۸۸

حکایت ما و عربها و پدرخوانده

2 هفته است که شبکه MBC شروع کرده و سه گانه پدرخوانده رو پنج شنبه ها نشون میده. امشب هم قسمت نهایی رو نمایش خواهد داد. نکته جالب برای من اینه که با ابهت و افتخار این شبکه تبلیغ می کند که برای اولین بار پدرخوانده را با دوبله عربی ببینید.
واقعن می تونید تصور کنید؟ این دنیای پر رنگ و لعاب عربی 37 سال بعد از اولین پدرخوانده تازه داره این فیلم رو دوبله می کنه؟ احساس می کنم به هیچ وجه نمیشه ساختارهای فرهنگی ایران رو با دنیای عربی مقایسه کرد. شاید دوبله زیبای پدرخوانده به فارسی در سی سال پیش برای ما در نگاه اول چشمگیر نباشد اما نباید فراموش کرد که جامعه ای که 30 سال پیش می طلبیده این فیلم برایش دوبله شود بسیار ریشه های فرهنگی قدرتمندی داشته.
البته این را هم نباید فراموش کرد که این روزها دوبله فارسی خیلی آبکی تر از گذشته شده و این روند در حال تشدید است. برای بعضی از فیلما و سریالها می توان دوبله های خوبی دید ولی اکثریت با فیلمهایی است که دوبله بسیار ضعیفی دارند و البته فیلمهای خوبی هم هستند. هرچند متن و داستان فیلمها در ایران این روزها بسیار دستکاری می شود تا با فرهنگ اسلامی همخوانی پیدا کند و شاید همین هم یکی از عوامل روگردانی عموم از فیلمهای دوبله شده است.