شنبه، آبان ۰۶، ۱۳۸۵

تاریخچه عکاسی نجومی - بخش 1

سال 78 کتاب Astrophotography For the Amateur را بنا به ضرورت ترجمه کردم. آغاز این ترجمه را به ترجمه دیگری از سایتی که اکنون هرچه میجویم نمی یابم آراستم که نگاهی بود بر تاریخ عکاسی نجومی. به دلایلی این کتاب هرگز به طبع نرسید، ماهها بود که در فکر انتشار این کتاب از طریق این وبلاگ بودم. از آنجایی که مرجعی برای تاریخچه عکاسی به زبان فارسی نمی شناختم(همین مطالب در سال 80 در ماهنامه دانشمند به شکل مجموعه مقالات چاپ شده)، امروز بخش اول آن کتابرا که تاریخچه ای از عکاسی نجومیست ، در 3 بخش منتشر ساختم.
امیدوارم دوستان Copy-Paste کننده ذکری از من نیز ببرند.

خلاصه
عكاسي در قرن نوزدهم متولد شد، داگروتيپ اولين روش آغاز تجربه هاي عكاسي در ستاره شناسي بود. با معرفی روش صفحات تر (كلوديون تر)، عكاسي نجومي پیشرفت محسوسی کرد. اولين عكسهاي موفق نجومي از ماه، خورشيد گرفتگي و ستارگان بود. روش صفحات خشك در دهه 1870 ارائه شد و عكاسي نجومي را متحول كرد. نوردهي هاي طولاني امكان به تصوير كشيدن اجرام کم نور تر را بوجود آورد. امكان تجزيه و تحليل طيف ستارگان و سحابيها نیز فراهم شد و نتيجه، اكتشاف دو گانه هاي طيفي بود. در سال 1887 تهيه نقشه عكاسي از آسمان آغاز شد و 70 سال كامل كردن آن به طول انجاميد. قدرسنجي عكاسي مشكلات زيادي را در استاندارد كردن قدر ستارگان به وجود آورد كه تا سال 1992، زماني كه استانداردهاي بين المللي وضع شد، به طول انجاميد. عكاسي رنگي در سال 1959 وارد ستاره شناسي شد. عكاسي رنگي به دلیل نمایش رنگارنگ زیبایی های آسمان باعث توجه بيشتر عموم به مقوله نجوم شد. در دهه 1980 CCD ها به عرصه عکاسی نجومی وارد شد و در اواخر دهه 1990 ،عکاسی دیجیتال. از زمان تولد عکاسی نجومی تا به حال، پیشرفتهای بسیاری در این عرصه حاصل شده و امروزه عکاسی نجومی به عنوان يك روش علمي مورد استفاده قرار مي گيرد.

1ـ1 تاريخچه عكاسي اوليه
ابداع و استفاده از واژه «عكاسي»(Photography) را اغلب به ستاره شناس مشهور «سرجان هرشل» نسبت مي دهند. او در يكي از سخنراني هاي خود در انجمن سلطنتي در تاريخ 14 مارس 1839، از اين واژه استفاده كرد. البته در صحت این موضوع میتوان شک کرد زیرا دو هفته قبل از سخنراني او ،ستاره شناس برليني، «جان مادلر»، در نامه اي اين واژه را بكار برده بود. البته مي توان هرشل را عامل استفاده عمومي از اين واژه دانست. در سال 1822 ميلادي، «جوزف نيسفور نيپس» اولين تصوير موفق با استفاده از تكنيك عكاسي را به وجود آورد. او يك صفحه فلزي نقره اندود را درون يك دوربين آبسكورا به مدت 8 ساعت نوردهي كرد، در اين روش صفحه ها پس از نوردهي در معرض بخار جيوه كريستالي گرم شده قرار داده مي شدند تا كنتراست تصوير افزايش يابد. اين روش «داگر» را به آزمايشات بيشتري ترغيب كرد تا روش عملي تري براي تهيه عكس پيدا كند. اين دو در سال 1829 شروع به همكاري كردند. متأسفانه 4 سال بعد نيپس درگذشت اما داگر آزمايشات را ادامه داد تا در سال 1837 موفق شد روشي را بيابد كه امروزه به نام او، داگروتيپ ناميده مي شود.
تصوير1 يكي از اولين تصاوير داگروتيپ است كه در سال 1839 توسط داگر از «كاخ تويلري» گرفته شده است.
اولين توجه عمومي به روش داگر توسط سياستمدار و ستاره شناس فرانسوي «آراگو» در هفتم ژانويه 1839 در جلسه هفتگي آكادمي علوم فرانسه بود. آراگو مجذوب اين روش شده بود، اما اين روش محدوديتهاي جدي نيز داشت. جزئيات تصويرمناسب بود ولي امكان تکثیر از آن وجود نداشت. هر صفحه منحصر به فرد بود زيرا هيچ نگاتيوي مورد استفاده قرار نگرفته بود. زمانهاي نوردهي طولاني بودند و اين مانع مهمي در استفاده از روش داگروتيپ در ستاره شناسي(به جز اجرام خيلي نوراني)بود. با وجود اين محدوديتها تلاشهاي زيادي شد تا از اين روش براي هدفهاي نجومي استفاده شود.

1ـ2 آغاز عكاسي نجومي 1851ـ1830
قبل از توجه به روش داگروتيپ توسط آراگو، داگر سعي كرده بود كه از ماه عكس بگيرد. او تصوير ماه را بر روي يكي از صفحه هاي عكاسيش انداخت و تصوير ماه را ثبت كرد. متاسفانه جزئيات قابل تشخيص نبود. اين موضوع باعث شد كه اراگو براي عكاسي از اجرام آسماني تشويق شود، و تا جايي پيش رفت كه روشي براي عكاسي از طيف خورشيد معرفي كرد.
اولين عكسهاي نجومي موفق، به روش داگروتيپ گرفته شدند. درخشندگي فوق العاده زياد خورشيد، طولانی بودن نوردهی را به اندازه كافي جبران مي كرد. در سال 1842 ميلادي عينك ساز فرانسوي به نام «لربورس» Lerebours توانست عكس موفقي از خورشيد ثبت كند. البته اين عكس زياد نور خورده بود، ولي ديگران را براي ادامه كار تشويق مي كرد. در دوم آوريل 1845، دو شخص به نامهاي «فيزو و فوكالت»،Fizeau Foucault توانستند با زمان نوردهي ثانيه عكس خوبي از خورشید بگيرند. (تصوير2)
در اين عكس چند لكه خورشيدي نيز قابل مشاهده بود. اين عكس در مجله ستاره شناسي براي عموم كه توسط اراگو منتشر مي شد، چاپ گرديد. اولين تلاش براي عكاسي از يك خورشيد گرفتگي نیزدر هشتم جولاي 1842 ميلادي توسط يك ستاره شناس اتریشي بنام «ماجو چي» Majocchi با استفاده از روش داگروتيپ صورت پذيرفت. او توانست از خورشيد گرفتگي جزئي عكس بگيرد ولي از خورشيد گرفتگي كلي نتوانست عكاسي كند.
زماني كه ستاره شناسان با استفاده از روش داگروتيپ دست به تجربه زدند، حساسيت صفحه ها افزايش يافته بود. صفحات را در معرض بخارات برم نيز قرار میدادند که حساسيت آنها را افزايش مي داد.
اين موضوع باعث ثبت اجرام كم نورتر بر روي اين صفحات شد. اولين عكس موفق از يك خورشيد گرفتگي كلي توسط شخصي بنام «بركووسكي» Berkowski با استفاده از يك نور سنج با مارك Konigsber، كه اندازه اش تقريباً بود، در 28 جولاي 1851 گرفته شد. زمان نوردهي او 24 ثانيه بود. (تصوير3) در اين تصوير زبانه هاي خورشيدي و تاج دروني ثبت شده بود كه اولين نمايش دقيق از اين عوارض بود. تلاشهاي گذشته براي طراحي دقيق از تاج خورشيد به خاطر مدت زمان كوتاه گرفتگي كلي مسير نشده بود. ماه، دومين جرم آسماني براي عكاسي به روش داگروتيپ بود. «جي . پي . بوند» G.P.Bond در سال 1850 مجموعه عكسهاي مشهوري گرفت. اين عكسها با استفاده از تلسكوپ استوايي شكستي 15 اينچي رصدخانه هاروارد با كمك «جي. ا. ويپل» J.A.Whipple عكاس بوستوني گرفته شد. در آن زمان اين تلسكوپ همراه با تلسكوپ مركز نجومي در «پالكوو» Pulkovo روسيه بزرگترين تلسكوپهاي جهان بودند. اندازه تصوير ماه 125 ميليمتر بود. اين عكسها اولين بار در 9 مي 1850 در جلسه انجمن سلطنتي نجوم نمايش داده شد، و بعداً در نمايشگاه بزرگ قصر كريستال در سال 1851، بوند به خاطر عكسهايش مدال گرفت. بوند سعي مي كرد عكسهاي مشابهي از ستارگان بگيرد. در جولاي 1850 بوند، ويپل با كمك همان تلسكوپ 15 اينچي موفق به عكاسي از ستاره نسر واقع (قدر1) با نوردهي 100 ثانيه شدند. هم چنين آنها موفق به عكاسي از ستاره دوگانه كاستور (قدر2) شدند كه مطمئناً به صورت خطي شده بود. آنها به دليل مكانيزم نه چندان دقيق موتور ردياب تلسكوپ دچار سختي شدند و همين باعث شد كه از ادامه تلاششان دست بردارند. موتور ردياب تلسكوپ براي رصد با چشم بسيار مناسب بود ولي براي عكاسي جواب مثبت نمي داد. زماني كه موتور ردياب دقيقتري جايگزين شد آنها با استفاده از روش كلوديون تر به كارهايشان ادامه دادند.

1ـ3 عكاسي نجومي 1890-1851روش شيشه مرطوب (كلودين تر)
در سال 1851 روش ديگري به نام شيشه مرطوب (كلودين تر) توسط «فردريك اسكات آرچر» معرفي شد. اين روش به سرعت به عنوان روش منتخب اكثر عكاسان جايگزين روش داگروتيپ شد. ساختار روش كلودين تر با روش داگروتيپ متفاوت بود. براي ساختن شيشه هاي مرطوب، ابتدا يك تركيب از مخلوط كردن پنبه در حمامي از اسيد سولفوريك و نيترات پتاسيم در دماي 80-60 درجه به مدت 6 دقيقه تهيه مي شود. پس از شستشو، آن را در محلولي از الكل، اتر، يديد پتاسيم (يا هر يديد ديگري) و برم حل مي كنند. مايع حاصل، مايع چسبناكي به نام كلودين است. اين ماده را روي شيشه اي تميز مي مالند و مي گذارند خشك شود. پس از خشك شدن بلافاصله آن را درون محلولي از نيترات نقره اشباع شده با يديد نقره فرو مي برند. اين كار باعث تغيير يد و برم به نمك هاي نقره و باعث حساس شدن شيشه مي گردد. قبل از خشك شدن شيشه بايد با آن عكاسي كرد، زمان موثر 10 تا 15 دقيقه است. شيشه در ظرفي شامل: سولفات آهن، اسيد استيك و الكل ظاهر مي شود و سپس ثابت مي گردد. تصوير حاصله كيفيت بسيار خوبي دارد و در مقايسه با امولسيونهاي مدرن دانه بندي ريزي دارد.
روش كلودين تر برتري هاي زيادي نسبت به روش داگروتيپ داشت. حساسيت شيشه هاي آن 5 تا 10 برابر بيشتر از صفحات داگروتيپ بود، بنابراين به همين مقدار نيز به نوردهي كمتري نياز داشت. زمان نوردهي در نور روز 2 تا 3 ثانيه بود، هم چنين روش بسيار ارزانتري نسبت به داگروتيپ بود. هر عكس در روش داگروتيپ حدود 21 گين هزينه داشت (در قرن 18 دستمزد يك كارگر بسيار كمتر از اين مقدار بود). در حالي كه روش كلودين تر حدود اين مقدار هزينه مي شد. عكسهاي داگروتيپ يك نسخه اي بودند و نمي توانستند آنها را تكثير كنند، در حالي كه از روي شيشه هاي مرطوب به راحتي مي توانستند چاپ بزنند. با تمام اين اوصاف شيشه كلودين تر هنوز با حالت ايده آل خيلي فاصله داشت زيرا مي بايست قبل از خشك شدن نوردهي مي شد كه كار بسيار دشواري بود. اگر اجازه خشك شدن به شيشه ها داده مي شد از حساسيت آنها كاسته مي شد. صفحات تر حدود 10 برابر از صفحات خشك حساس تر بودند، بنابراين از آنها فقط براي عكاسي از خورشيد استفاده مي شد. تمام روشهاي اوليه عكاسي داراي ايرادهاي مشترك ديگري هم بودند. سطح حساس آنها پان كروماتيك (حساس به تمام رنگها) نبود. تمام آنها حساسيت خيلي كمي به رنگ قرمز داشتند. زماني ايجاد مشكل مي كرد كه مي خواستند از تلسكوپهاي شكستي براي عكاسي استفاده كنند، كه براي تنظيم چشم طراحي شده بودند، و براي عكاسي تنظيم شان تغيير مي كند. آن زمان هنوز تلسكوپ هايي كه براي عكاسي تصحيح شده باشند، ساخته نشده بود. گذشته از اين محدوديتها، روش كلودين تر در مطالعات نجومي بسيار مورد توجه واقع شد.

عكاسي از ماه (با روش كلودين تر)
با روش كلودين تر، زمان مورد نياز براي عكاسي از ماه كافي بود. ستاره شناس آماتور انگليسي «وارن دلا رو» Warren DelaRue با استفاده از اين روش وي ك تلسكوپ 13 اينچي انعكاس فلزي از ماه عكسهايي گرفت. تلسكوپ موتور رد ياب نداشت، بنابراين در طول 30-10 ثانيه نوردهي، شيشه بايد با دست حركت داده مي شد. اين كار با قرار دادن شيشه داخل مكانيزمي شبيه اسلايد عمل مي كرد، و از پشت ، شخص ناظر آن را مي ديد و تلسكوپ را حركت مي داد، تا ضربدر هدف، كه بر روي يك گودال از ماه تنظيم شده بود همان جا بماند. اين عكسها در سال 1853 در جلسه انجمن سلطنتي نجوم نمايش داده شد. اين روش بسيار دشوار بود، به همين دليل با ساخته شدن موتور ردياب براي تلسكوپ، آن را رها كردند. در سال 1857 موتور ردياب دقيقي روي تلسكوپ نصب شد و دلاور توانست عكسهاي بسيار دقيق و شفافي با نوردهي 10 ثانيه از ماه بگيرد (تصوير4).
در سپتامبر 1859، او دونگاتيو از ماه را كه تا اندازه 200 ميليمتر بزرگ شده بودند، در انجمن سلطنتي ستاره شناسي بريتانيا به نمايش گذاشت. اين تصاوير مورد توجه بسياري از ستاره شناسان در آن زمان قرار گرفت. در ايالات متحده آمريكا، ستاره شناس آماتور و ثروتمند به نام «لوئيس ام رتفورد» Lewis M. Rutherford در باغ خود در نيويورك يك رصد خانه با تلسكوپي اينچي فيتز Fitz، برپا كرد، ليكن چون عدسي آن با چشم تنظيم مي شد، او نتوانست عكسهاي واضحي بگيرد. او مشكلش را با ساختن اولين تلسكوپ ويژه عكاسي در جهان حل كرد. اين كار بسيار سخت بود، زيرا آزمايشهاي عدسي به وسيله چشم نمي توانست انجام پذيرد و تمام آزمايشها بايد با روش عكاسي انجام مي شد. زماني كه در سال 1864 تلسكوپ تكميل شد او عكسهاي بسيار واضحي از ماه با نوردهي 3-2 ثانيه گرفت (تصوير5).
او با استفاده از اين تلسكوپ، 1400 عكس از آسمان را ثبت كرد، كه شامل 50 عكس از خوشه پروين بود. ولي او را بيشتر به خاطر عكسهاي ماه مورد تمجيد قرار دادند. «ر. الري» R.Ellery مدير رصد خانه ملبورن از تلسكوپ بزرگ ملبورن براي گرفتن عكسهاي فوق العاده اي از ماه در سال 1871 استفاده كرد. «اچ . سي راسل» H.C.Russel عكسهاي او را اين طور توصيف كرده است: «دقيق ترين و بهترين عكسهايي كه تا اين زمان ديده است».
علاقه به عكاسي از ماه با توسعه روشهاي جديد عكاسي ديگر كمتر مورد توجه واقع مي شد، با وجود اجرام كم نورتر براي عكاسي، ماه سالها به دست فراموشي سپرده شد.

عكاسي از خورشيد گرفتگي
«جان هرشل» براي مجموعه عكاسي از خورشيد، انجمن سلطنتي را تشويق كرد، تا براي تاسيس بناي خورشيد نگار عكاسي در رصدخانه «كيو» Kew سرمايه گذاري كنند. اين وسيله را دلارو (De La Rue) اختراع كرده بود. يك تلسكوپ 5/3 اينچي كه با استفاده از روش پروجكشن تصويري با قطر 100 ميليمتر ايجاد مي كرد. با استفاده از اين ابزار ثبت عكاسي لكه هاي خورشيد از سال 1858 تا 1872 انجام شد. در 1861 خورشيد نگار عكاسي مشابهي در روسيه نيز ساخته شد. در 1873 يك خورشيد نگار عكاسي در رصد خانه سلطنتي گرينويچ نصب شد. اين رصدخانه جايگزين كيو شد و تا به امروز عكاسي از خورشيد را ادامه داده است.
دلاور خيلي علاقمند بود كه از خورشيد گرفتگي عكاسي كند، به همين منظور او خورشيد نگار عكاسي رصدخانه كيو را براي ثبت گرفتگي 18 جولاي 1860 به اسپانيا منتقل كرد. او دو عكس از خورشيد گرفت كه در آنها شراره ها و تاج خورشيد به خوبي مشخص بود. از روي عكسها اثبات شد كه شراره ها از عوارض خورشيدند و به ماه ربطي ندارند. عكسهاي كوچكي كه كشيش سچ (Secche) با ساتفاده از يك تلسكوپ شكستي با فاصله 384 كيلومتري گرفته بود. اين اطلاعات را تاييد مي كرد.
عبورهاي نادر زهره در سالهاي 1874 و 1882 روي داد. اين اتفاق مجال اين كار را به وجود آورد تا با استفاده از ثبت دقيق اين واقعه در جاهاي مختلف، اختلاف منظر خورشيد را به دست آورند. اين اطلاعات مي توانست براي تعيين فاصله تا خورشيد به كار رود. گروههاي زيادي در سراسر زمين از عكاسي براي ثبت عبور 1874 استفاده كردند. از روشهاي مختلفي استفاده شد، از داگروتيپ تا كلودين تر و خشك. ولي تمام عكسها به خاطر لك بودن ابزارها خراب شد. كنگره اي توسط 14 كشور براي نظارت بر ثبت الاعات عبور 1882 در پاريس تشكيل شد. پس از مباحثات، آنها عكاسي را به عنوان وسيله اي براي محاسبه عبور توصيه نكردند. از اين پس بود كه جامعه نجومي، عكاسي را به عنوان ابزاري محاسباتي رد كرد. اين ديدگاه محافظه كارانه در قبال روشهاي جديد مسلماً تغيير كرده است.

آغاز عكاسي از ستارگان
با معرفي روش كلوديون تر (و موتورهاي ردياب جديد)، بوند تلاشهايش را براي عكاسي از ستارگان با تلسكوپ 15 اينچي شكستي هاروارد در سال 1857 شروع كرد و به راحتي موفق شد از ستارگان عكس بگيرد از جمله او از ستارگان عناق (قدر 2/2) و سها (قدر4) با 80 ثانيه نوردهي عكس گرفت. بوند متوجه شد كه اندازه تصوير ستاره بر روي صفحه بستگي به «قدر» ستاره دارد. او آزمايشهاي متعددي براي تعيين مقدار اين اثر انجام داد. او با تلسكوپهاي 15-1 اينچي چندين عكس از نسر واقع، عناق و سها با نودهي هاي 120-1 ثانيه گرفت. و پي برد كه اندازه تصوير ستاره بستگي به زمان نوردهي دارد بر اين مبنا او توانست معياري يابد كه دقت آن از روش حدي با چشم بيشتر بود. تبديل اندازه تصوير ستاره به محاسبات سيستم قدر، آن قدرها هم كه فكر مي كرد آسان نبود، و تحليل نوع اطلاعات سالها مورد مباحثه بود. بوند نتوانست اين كار را به اتمام برساند و در سال 1865 در سن 1865 در سن 90 سالگي درگذشت.
دلارو نيز به عكاسي از ستارگان توجه كرد. او دريافت كه بهترين وسيله براي اين كار، دوربيني مستقر روي يك پايه استوايي داراي موتور ردياب با فاصله كانوني كوتاه متناسب با قطر دهانه مناسب است. او با كمي مشكل از خوشه پروين عكس گرفت.اما به دليل تميز نبودن كار با كلودين از ادامه كار منصرف شد.
رادفورد از ديگر پيشگامان عكاسي از ستارگان بود. او تلسكوپ اينچي شكستي مخصوص عكاسي را در سال 1864 كامل كرد، و توانست تا ستارگان قدر 9 را با 3 دقيقه نوردهي عكاسي كند. او در سال 1865 توانست با نوردهي 4 دقيقه اي عكسي از خوشه پروين بگيرد. سپس موقعيت ستارگان را در عكس به وسيلة ميكرومتري كه خودش ساخته بود، به دست آورد. به احتمال زياد، اين وسيله اولين دستگاه محاسبه موقعيت ستارگان در آسمان بود. در مقاله اي كه در سال 1865 چاپ شد رادفورد امكان تهيه نقشه عكاسي از آسمان را شرح داد. او معتقد بود شيمي عكاسي در آينده پيشرفتهاي بسياري مي كند و روشهاي حساستري عرضه خواهد شد.

روش شيشه خشك
در سال 1871 دكتر «ريچارد مادوكس» راهي كشف كرد كه به جاي شيشه در صفحات عكاسي از ژلاتين استفاده كند. با اين روش مشكل تفرق در تصاوير به وسيله جذب نور عبوري از صفحه كاهش يافت. هم چنين كشف شده بود كه اگر نمكهاي نقره بر روي لايه ژلاتين كشيده شوند، حساسيت بيشتري را به وجود مي آورند، به خصوص اگر در مدت نوردهي، از گرما يا بخار آمونياك استفاده شود.
در سال 1879 «جورج ايستمن» دستگاهي ساخت كه مي توانست صفحات عكاسي را با امولسيون پوشش دهد، و اين مي توانست سرآغازي براي عكاسي مدرن باشد.
عكاسي از دنباله دارها
عكاسي از دنباله دارها براي ستاره شناسان اوليه بسيار مشكل بود. دنباله دارها اغلب كم نورند و صفحات كلودين تر حساسيت لازم را براي ثبت آنها نداشت. اين موضوع با ارائه صفحات خشك در دهه 1870 تغيير كرد. خوشبختانه در 1881 و 1882 دو دنباله دار بزرگ در آسمان ظاهر شدند. اولي دنباله دار «تبوت» Tebbutt يا III 1881 و دومي دنباله دار 1882 يا II 1882 بود. هر دو دنباله رو با موفقيت عكاسي شدند. يكي از اشخاصي كه از دنباله دار III 1881 عكاسي كرد. «م. جانسون» M.Janssen فرانسوي بود. او با يك تلسكوپ نيم متري با فاصله كانوني 1600 ميليمتر و صفحات خشك عكس گرفت. مدت زمان نوردهي او 30 دقيقه و اندازه دم دنباله دار را 5/2 درجه ثبت كرد (تصوير6).
دكتر «هنري دراپر» Henry Draper نيز با استفاده از يك تلسكوپ 11 اينچي و نوردهي 160 دقيقه اي عكسي گرفت كه دم دنباله دار را تا 10 درجه نشان مي دهد. او هم چنين توانست از طيف هسته دم دنباله دار عكس بگيرد. دنباله دار بزرگ سال 1882 به طور وسيعي عكاسي شد. اين دنباله دار فوق العاده درخشان بود به طوري كه در روز با چشم غير مسلح ديده مي شد. «ديويد گيل» David Gill مشهورترين عكسها را از اين دنباله دار گرفت. او مدير رصد خانه سلطنتي در دماغه اميد نيك در آفريقاي جنوبي بود. او از يك دوربين معمولي با لنز 5/2 اينچي و نسبت مارك «دالمير» Dallmeyer استفاده كرد. اين دوربين به وزنه تعادل تلسكوپ 6 اينچي شكستي رصدخانه متصل شده بود و در طول نوردهي طولاني هدايت مي شد. عكسها در 6 شب گرفته شده اند. (تصوير7).
عكسها بسيار جالب توجه بودند اما موضوع بسيار جالب توجه تر تعداد زياد ستارگان در اطراف دنباله دار بود. عكسهاي چاپ شده دنباله دار به انجمن سلطنتي ستاره شناسي در لندن ارسال شد. اين عكسها گيل را تشويق كرد تا از عكاسي براي تهيه اطلس براي تعيين موقعيت ستارگان استفاده كند. در سال 1885 گيل بودجه اي را از انجمن سلطنتي براي انجام تحقيقات عكاسي نجومي دريافت كرد. او هدفش را تهيه يك اطلس از آسمان نيم كره جنوبي قرار داد. اين كار عاقبت منتهي به تهيه CPD شد كه موقعيت و قدر 400000 ستاره را فهرست كرده بود. اين كار سرآغاز پروژه Darte Du Ciel بود.

عكاسي از سحابي ها
تلاشهاي اوليه براي عكاسي از سحابي ها به همان مشكل عكاسي از دنباله دارها منتهي مي شد. سحابيها ذاتاً كم نور هستند و تا زمان صفحات خشك مدت نوردهي براي آ‹ها كافي نبود. دراپر عكسي از سحابي جبار در سال 1880 با نوردهي 51 دقيقه با استفاده از يك تلسكوپ شكستي استوايي گرفت. اين عكس مركز سحابي را نمايش مي دهد. او در سال 1882 با يك نوردهي 137 دقيقه اي توانست جزئيات بيشتري را نشان دهد. او عكس مي گرفت تا بداند كه آيا سحابي در حال تغيير است يا نه؟ ولي در سال 1883 مرد و كارش نيمه تمام ماند. در انگلستان ستاره شناس آماتوري به نام «ا.ا.كومون» A.A.Common عكاسي از سحابيها را با مشكلات فراوان ادامه داد. او در سال 1883 با استفاده از يك تلسكوپ شكستي 36 اينچي در «ا.آرلينگ» Earling نزديك لندن عكس مي گرفت. عكسهاي او جزئيات بيشتري از سحابيها و هم چنين ستاره هايي را كه تا به حال ديده نشده بودند را نشان مي داد. به احتمال زياد اينها اولين عكسهايي بودند كه ستاره هايي فراتر از توان ديد چشم، ثبت مي كرد. ستاره شناس آماتور ديگر انگليسي «ايزاك رابرتس» Lsaac Roberts عكسهاي زيادي از خوشه هاي ستاره اي با استفاده از يك تلسكوپ شكستي 20 اينچي گرفت. در دسامبر 1886 با استفاده از يك نوردهي 3 ساعته توانست از سحابي اطراف خوشه پروين عكاسي كند.
ارسال یک نظر